محمد بن حسين البيهقي

785

تاريخ بيهقى ( فارسي )

مركب وصف و روش همچنين است نرمك نرمك ( 11 ) - سماع : بفتح اول سرود و هر آواز كه شنيدن آن خوش آيد ( 12 ) - زخمه : بفتح اول و سكون دوم نواختن ساز ( 13 ) - دى : بكسر اول ديروز ( 14 ) - معنى جمله : جاى چنان سخنى نبود ، استفهام مجازا مفيد نفى ( 15 ) - بود : اتفاق مىافتاد ( 16 ) - بگردانيده‌اند : تغيير داده‌اند ( 17 ) - تنكر : از حال بگرديدن و ديگرگون شد ، مصدر باب تفعل ( 18 ) - كفران : بضم اول و سكون دوم ناسپاسى ( 19 ) - دل بد مكن : بدگمان مشو ( 20 ) - درست و نادرست : ظاهرا درشت و نادرشت ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) و مراد سخت و نرم ( 21 ) - دينه : بكسر اول ديروزى ، صفت سخن ص 645 ( 1 ) - پوشيده : پنهانى ، قيد وصف و روش ( 2 ) - ناچيز كرد : فقير و بىچيز كرد ( 3 ) - بركند : مستأصل كرد و از بيخ و بن برآورد ( 4 ) - ثغر : بفتح اول و سكون دوم مرز ( 5 ) - ساعت تا ساعت : ساعت به ساعت ، هر دم و پيوسته ( 6 ) - خداوند : مراد خليفه و سلطان ( 7 ) - نفقات : جمع نفقه بفتح اول و دوم بمعنى هزينه ( 8 ) - از گردن خويش بيرون كرد : خود را از مسئوليت رهاند و ذمهء خويش را برى كرد ( 9 ) - نمودار : بضم اول نشان و علامت و شاهد و برهان ، در اينجا اسم است نه صفت ( 10 ) - جزاك . . . : خدا به تو پاداش نيك دهاد ( 11 ) - بسى بار هزار هزار درم : به اندازهء سى مرتبه هزار هزار درم ( سى مليون درم ) - ظاهرا يعنى به قدر اين مبلغ ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) ( 12 ) - به زيادت بسيار : به افزونى بسيار ( 13 ) - بارك . . . : خداوند بشما بركت دهاد ، جملهء دعائيه است براى تحسين و شگفتى ( 14 ) - كرده آمد : خلوت كرده شد ( 15 ) - خط : سند و نوشته ( 16 ) - توقيع كرد : بفتح اول و سكون دوم امضاء كرد و صحه گذاشت . ص 646 ( 1 ) - ماندند : گذاشتند ( 2 ) - حواله به من بايد كرد : به من بايد سپرد و واگذاشت ( 3 ) - عرصات : بفتح اول و دوم جمع عرصه بمعنى ميدان و صحرا ( 4 ) - غربا : بضم اول و فتح دوم مخفف غرباء جمع غريب يعنى بيگانه و مسافر ( 5 ) - احسنت : نيكو كردى ، فعل ماضى مفرد مخاطب مذكر ، در سياق فارسى به سكون آخر از اصوات است براى تحسين معادل آفرين و زه ( 6 ) - اقالت : بكسر اول اقاله مصدر باب افعال بمعنى بيع را فسخ كردن يا برانداختن بيع ( بفتح اول و سكون دوم خريدوفروش ) ( 7 ) - گشاده نيست : فراهم و حاصل نيست و تأديه آن ميسر نمىباشد ( 8 ) - حمل : بكسر اول بار ، مالى كه به خزانه مىفرستادند ، نگاه كنيد به صفحهء 637 شمارهء ( 9 ) ( 9 ) - فرودبرد : به زير افكند - معنى جمله : هارون ايشان ( برمكيان ) را از اوج عزت و قدرت به زير افكند و خوار كرد ( 10 ) - رافع